لغت نامه دهخدا
دایره بستن. [ ی ِ رَ / رِ ب َ ت َ] ( مص مرکب ) حلقه زدن. دایره زدن. بشکل دایره ایستادن. گرداگرد چیزی قرار گرفتن. جرگه زدن:
رقص میدان گشاد ودایره بست
پر درآمد بپای و پویه بدست.نظامی.
دایره بستن. [ ی ِ رَ / رِ ب َ ت َ] ( مص مرکب ) حلقه زدن. دایره زدن. بشکل دایره ایستادن. گرداگرد چیزی قرار گرفتن. جرگه زدن:
رقص میدان گشاد ودایره بست
پر درآمد بپای و پویه بدست.نظامی.
حلقه زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دربهای بطری یا تشتک یا مسدود کنندهها، برای بستن دهانهٔ انواع بسیار زیاد بطریهای شیشهای استفاده میشود. برای آنها بهصورت قطعههای دایرهای شکل که از نوع فلزات، معمول استیل با پوشش پلاستیک و برای بطریهای پلاستیکی، یک درب پلاستیکی در عوض آن استفاده میشود.