لغت نامه دهخدا
( دانش آباد ) دانش آباد. [ ن ِ ] ( اِ مرکب ) آبادشده بدانش. علم آباد. آنجاکه بعلم و دانش آباد و معمور شده باشد:
نیست در هیچ دانش آبادی
فحل و داناتر از من استادی.نظامی.
( دانش آباد ) دانش آباد. [ ن ِ ] ( اِ مرکب ) آبادشده بدانش. علم آباد. آنجاکه بعلم و دانش آباد و معمور شده باشد:
نیست در هیچ دانش آبادی
فحل و داناتر از من استادی.نظامی.
( دانش آباد ) ۱. آباد شده به دانش، جایی که به علم و دانش آبادی و رونق گرفته.
۲. مرکز و محفل علم و دانش: نیست در هیچ دانش آبادی / فحل و داناتر از من استادی (نظامی۴: ۶۴۹ ).
( دانش آباد ) ( اسم ) مرکز علم محفل دانش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ازآهرمنست آن کزو شاد نیست دل و مغزش از دانش آباد نیست
💡 نخست آفریننده را یاد کرد جهان را از این دانش آباد کرد
💡 برو بومشان دانش آباد چرخ نه از کشور ری نه از اسپهان
💡 با نيروى ايمان است كه كاخ با عظمت دانش آباد مى شود. فروغ دانشى است كه انسان رااز مرگ و پايان كار بيم مى دهد، و در همين دنياست كه بايد پاداش جاويد آن جهان بهدست آورده شود.