داروی تفنگ
مترادفها
باروت
لغت نامه دهخدا
داروی تفنگ. [ ی ِ ت ُ ف َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) باروت. رجوع به باروت شود.
جمله سازی با داروی تفنگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بنا به ادعای منابع حکومتی، سرکوب اتحادیه کمونیستها توسط نیروهای مردمی و با مقاومت مردمی صورت گرفت و مردم آمل توسط سپاه مسلح شده و به جنگ خیابانی علیه سربداران پرداختند و از آنجایی که به همه مردم اسلحه نمیرسید، مردمی که سلاح نداشتند با داس، تیر و کمان، سنگ، تفنگ ساچمهای و شکاری به مبارزه با اعضای اتحادیه پرداختند. مردم حتی وسایل دارویی منزلهایشان را به مراکز امدادرسانی و پزشکی و بهداری سپاه میبردند. طبق ادعای همین منابع، در همان روز سه شنبه ۶ بهمن ۶۰، سربداران تمام مواضع خود را از دست داد.