لغت نامه دهخدا
خیمه ام معبد. [ خ َ م َ ی ِ اُم ْ م ِ م َ ب َ ] ( اِخ ) نام محلی است بین مکه و مدینه که حضرت رسول هنگام هجرت بدانجا فرود آمد و ابوبکر هم با او بود. ( از معجم البلدان ).
خیمه ام معبد. [ خ َ م َ ی ِ اُم ْ م ِ م َ ب َ ] ( اِخ ) نام محلی است بین مکه و مدینه که حضرت رسول هنگام هجرت بدانجا فرود آمد و ابوبکر هم با او بود. ( از معجم البلدان ).
نام محلی است بین مکه و مدینه که حضرت رسول هنگام هجرت بدانجا فرود آمد و ابوبکر هم با او بود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پيامبر (ص ) به يك گوسفند نگاه كرد، و از ام معبد اجازه خواست تا از شيران آن بهره مندشود.
💡 وقتى، ام معبد، پيامبر خدا (ص ) را به دلنشينى توصيف كرد. مردان او را گفتند: چگونهاست كه توصيف تو از ما دلنشين تر است ؟ گفت: چون زنى، مردى را بنگرد، دلنشين ترمى نگرد، تا مردى، مرد ديگر را.
💡 پستان گوسفند غير باردارى را كه شير نداشت دست كشيد و پر از شير شد. و همين موجب اسلام آوردن ابن مسعود شد. و همين كار را بار ديگر در خيمه ام معبد خزاعى كرد.
💡 ابن اريقط او را بر راه نخله از ميان كوهها برد. پيوسته بيراهه مى رفتند، تادر قديد (6) به راه اصلى وارد شدند و تا در نزد ام معبد به استراحت پرداختند و اعجازى از آن حضرت در رابطه با شير گوسفند (ام معبد) ظاهر شد. سپس كاروان كه چهار نفر: رسول الله صلى الله عليه و آله وسلم، عبدالله بن اريقط،ابوبكر و عامر بن فهيره بود، راه را به طرف يثرب ادامه داد...
💡 ام معبد گفت: مردى شريف و مبارك و بلند مقام و زيبا چهره از اينجا عبور كرد و اين بركاتاز او است.