خون رفتگی

لغت نامه دهخدا

خون رفتگی. [ رَ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) عمل رفتن خون. عمل جاری شدن خون. بیرون شدگی خون از رگ یا عضوی بی اختیار شخص.

فرهنگ فارسی

عمل رفتن خون عمل جاری شدن خون

جمله سازی با خون رفتگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نوعی سفره ماهی عظیم با باله‌های سینه‌ای بسیار قوی که دارای برجستگی‌ها و فرو رفتگی‌های متعددی است. ضرباتی که توسط باله‌های این ماهی به سایر ماهی‌ها وارد می‌شود باعث زخمی شدن شدید طعمه شده و شکار آن‌ها را راحت می‌کند. این نمونه به خون‌آشام دریا مشهور است.

افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز