خون بر کسی نما

لغت نامه دهخدا

خون بر کسی نماندن. [ ب َ ک َ ن َ دَ ] ( مص مرکب ) ضعیف شدن بسیار. ( آنندراج ):
در ساغر رقیب می لاله گون مباد
خونم برو نماند که بر روش خون مباد.شانی تکلو ( از آنندراج ).

جمله سازی با خون بر کسی نما

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خرابه هاى قصر، به زبان حقيقت از پيروزى خون بر شمشير سخنها دارد وسرنوشت خود را به عنوان نمونه آن، به رخ ناباوران مى كشد.

💡 خواهم از داغ جفا وز زخم گردون لاله‌وار خاک و خون بر سر کنم وز خاک و خون سر بر کنم

💡 شیر چرخ نیلگون در دم نهان گشت از نظر خون بر آورد از جگر پیل دمان صبحدم

💡 از بس که چکیدست مرا از هر رگ خون بر مژه همچنان که بر نشتر رگ

💡 در پشت خوابگاه شاه کار ستیزه و گفتگوی بهرام بیک و اغورلوخان بالاگرفت، و سرانجام اغورلوخان با چوبدست خود بر سر بهرام بیک کوبید و خون بر سر و روی او روان شد.

💡 دل کوه از نهیب قهر او خونست از آن دایم بجای خون برون میآمد از کوه کمر لاله

ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز