خواهش کننده

مترادف‌ها

درخواست کننده، التماس کننده، تمنا کننده

لغت نامه دهخدا

خواهش کننده. [ خوا / خا هَِ ک ُ ن َ ن ْ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) شافع. شفیع. ( مهذب الاسماء ). مستدعی. خواهنده. خواهش کن:
چو بشنید پرویز پوزش گران
برانگیخت از هر سویی مهتران
که باشند خواهش کنان پیش شاه
نبرّد دم و گوش اسب سیاه.فردوسی.|| متوسل. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

شافع شفیع

جمله سازی با خواهش کننده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مردم، فعالیت‌های فینیکس را بیشتر در حمایت از حقوق حیوانات می‌بینند و او برای گیاه‌خواری اش معروف است. فینیکس با بسیاری از سازمان‌های حمایت کننده حقوق حیوانات برای آگاه‌سازی مردم از سوء استفاده از آنها و تشویق مردم به وگانیسم همکاری داشته‌است. فینیکس یکی از اعضاء مهم در سازمان بنیاد مردمی رعایت اصول اخلاقی در برابر جانوران و سازمان پتا است و برای هردو آنها مبارزه می‌کند. او هیچ لباسی که از پوست حیوانات ساخته شده‌است، به تن نمی‌کند و در فیلم‌هایش از عوامل مسئول خواهش می‌کند که لباسی که از مواد مصنوعی ساخته شده‌است را در اختیار او قرار بدهند.

💡 آن مرد پیر که در گوشه خیابان به عنوان یک خواهش کننده ایستاده بود، با نگاهی غمگین از رهگذران درخواست کمک برای تهیه غذای روزانه می‌کرد.

💡 در دادگاه‌های حقوقی، گاهی اوقات فرد خواهش کننده با ارائه مدارک و مستندات لازم، سعی می‌کند حق قانونی خود را از طرف مقابل مطالبه نماید.

💡 او با لحنی ملتمسانه و به عنوان یک خواهش کننده واقعی، از مدیر شرکت خواست تا فرصتی دوباره برای اثبات توانایی‌های مدیریتی خود فراهم کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران