خواهش پذیر

مترادف‌ها

مطیع، فرمان‌بردار

لغت نامه دهخدا

خواهش پذیر. [ خوا / خا هَِ پ َ ] ( نف مرکب ) پذیرنده خواهش. قبول کننده خواهش:
زن کارپیرای روشن ضمیر
بدان خواسته گشت خواهش پذیر.نظامی.

فرهنگ فارسی

پذیرنده خواهش قبول کننده خواهش

جمله سازی با خواهش پذیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ز بگذشته کردار بر وی مگیر بدوبخش و این خواهش از من پذیر

💡 گفت مکن بیم بگفت ای‌ امیر پس ز کرم خواهش من در پذیر

💡 خواهش یزدان پذیر و داد مظلومان بگیر زانکه بهر داد، داد این برتری یزدان تو را

💡 او فردی بسیار باادب و خواهش پذیر است که هرگز از درخواست دوستان و نزدیکان خود برای کمک در مواقع لزوم سرباز نمی‌زند.

💡 در محیط کار، مدیر جدید ما بسیار خواهش پذیر است و همیشه با توجه به نیازهای کارکنان، سعی می‌کند بهترین تصمیم‌ها را اتخاذ نماید.

💡 رفتار خواهش پذیر و متواضعانه او باعث شده است که همه افراد در محله با احترام فراوان با او برخورد کنند و دوستش داشته باشند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران