خواجه ٔ هفت بام
لغت نامه دهخدا
خواجه هفت بام. [ خوا / خا ج َ / ج ِ ی ِ هََ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب )کنایه از زحل است. ( انجمن آرای ناصری ):
کمر بندگی ببسته مدام
خواجه هفت بام همچو غلام.سنائی ( از انجمن آرای ناصری ).
فرهنگ فارسی
کنایه از زحل است
جمله سازی با خواجه ٔ هفت بام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر طرهٔ هفت بام عالم نه طاس گذاشتی نه پرچم