خواجه وش

لغت نامه دهخدا

خواجه وش. [ خوا / خا ج َ / ج ِ وَ ] ( ص مرکب ) کدخدامنش. ( یادداشت بخط مؤلف ):
از سوی خانه بیامد خواجه اش
بر دکان بنشست فارغ خواجه وش.مولوی.مرد خواجه وش و رعیت شکل بود و خود را خلع کرد. ( از تذکره دولتشاه سمرقندی در شرح حال ابن یمین ).

فرهنگ فارسی

کدخدا منش

جمله سازی با خواجه وش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خراباتست و ما سرمست و ساقی جام می بر دست نیاید عقل اگر آید مگر خواجه ولو باشد

💡 ای خواجه ز فکر گور غم می‌باید اندر دل و دیده سوز و نم می‌باید

💡 یک بنده نمی‌یابم، هنجار وفا دیده یک خواجه نمی‌بینم بر صوب کرم رفته

💡 ای خواجه گنه مکن که بدنام شوی گر خاص توی گنه کنی عام شوی

💡 قیمت تو به قدر همت تو است خواجه ارزد هر آنچه می ورزد

💡 شگفت آیدم از خواجه عیب باده که گفت این که خون خلق حلالست و آب تاک حرام است

جوهره یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز