خو کننده
متضادها
بیگانه کننده، ناآشنا کننده
لغت نامه دهخدا
خوکننده. [ ک ُ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) عادت کننده. معتاد. ( یادداشت بخط مؤلف ): یا خوکننده و آموخته از شیران و... و پلنگ ( التفهیم ).
فرهنگ فارسی
عادت کننده معتاد
جمله سازی با خو کننده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اندر اخبار می آید که درویشانی صبر کننده هم نشینان خدای عَزَّوَجَلَّ باشند روز قیامت.
💡 ایکیزاوغلو با اورال اوزر بازیگر ترک در رابطه است. او هماکنون در شبکهاجتماعی اینستاگرام ۱٫۶ میلیون دنبال کننده دارد.
💡 این باکتری از طریق قطرات و یا توسط تماس به افراد حساس منتقل میگردد. سپس باسیل ها بر روی غشاهای مخاطی یا خراش های پوستی رشد می کنند و آنهایی که توکسین زا هستند شروع به تولید توکسین می نمایند. تمام کورینه دیفتریه های سم زا قادر به ایجاد اگزوتوکسین تولید کننده بیماری، مشابه می باشند.
💡 مشاغل و افراد شرکت کننده در فعالیتهای تجاری گزارش نشده و صاحبان املاک ثبت نشده با هزینههایی مانند رشوه و بازپرداخت روبرو هستند که بسیاری از مالیاتهای اجتناب شده را جبران میکند.