لغت نامه دهخدا
خمیر کنده. [ خ َ ک َ دَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان علی آباد بخش مرکزی شهرستان شاهی. دارای 160تن سکنه، آب آن از رودخانه سیاه رود و قنات و محصول آن برنج و غلات و کنجد و پنبه و شغل اهالی زراعت است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
خمیر کنده. [ خ َ ک َ دَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان علی آباد بخش مرکزی شهرستان شاهی. دارای 160تن سکنه، آب آن از رودخانه سیاه رود و قنات و محصول آن برنج و غلات و کنجد و پنبه و شغل اهالی زراعت است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
دهی است از دهستان علی آباد بخش مرکزی شهرستان شاهی دارای ۱۶٠ تن سکنه آب آن از رودخانه سیاه رود و قنات و محصول آن برنج و غلات و کنجد و پنبه و شغل اهالی زراعت.
💡 نظریه دوم بدین صورت است که سرآشپز دودمان کنده به نام «فوئیت» (به فرانسوی:feuillet) این خمیر را اختراع کردهاست. به فرانسوی این خمیر «فوئیته» نیز نامیده میشود و این احتمال میرود که نام خمیر از نام این سرآشپز منشأ گرفته باشد. هر دو نظریه از نظر صحت مورد تردید هستند.