خمار کردن

لغت نامه دهخدا

خمار کردن. [ خ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) به خماری درآوردن. موجب خماری شدن:
دشمنش را گو شراب جهل چون خوردی تو دوش
صابری کن کین خمار جهل تو فردا کند.منوچهری.فردات کندخمار کامشب مستی.خواجه عبداﷲ انصاری.|| چشم را بصورت چشم خمار درآوردن. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

بخماری در آوردن آنکه خمار است

جمله سازی با خمار کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ادعاهایی مبنی بر این‌که زغال فعال کارهایی مانند سفید کردن دندان‌ها، رفع خماری ناشی از مصرف الکل و جلوگیری از نفخ را انجام می‌دهد، بر پایهٔ شواهد پزشکی، تأیید نشده‌است. ادعاهای در رابطه با پاکسازی عمومی بدن از آلودگی‌ها با مصرف مداوم زغال فعال نیز فاقد شواهد علمی است و از موضوعات شبه‌علمی محسوب می‌شود.

💡 در خمار باده استغنا زدن بر می فروش ناز بیجای گدا بر اهل دنیا کردن است

دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز