لغت نامه دهخدا
خلیل گرد. [ خ َ گ َ] ( اِخ ) دهی است از دهستان خدابنده لو بخش قروه شهرستان سنندج و دارای 460 تن سکنه. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و لبنیات و سقز و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
خلیل گرد. [ خ َ گ َ] ( اِخ ) دهی است از دهستان خدابنده لو بخش قروه شهرستان سنندج و دارای 460 تن سکنه. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و لبنیات و سقز و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
دهی است از دهستان خدابنده لو بخش قروه شهرستان سنندج و دارای ۴۶٠ تن سکنه آب آن از چشمه و محصول آن غلات و لبنیات و سقز و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر شد آتش ریحان بگرد گرد خلیل منم بمعجزۀ او کنون خلیل دگر
💡 شه خلیل اعجاز و هیجا آتش و گرد خلیل از بهار و گل نگارستان آزر ساختند
💡 گرد زمزم زده صف حاج و خلیلی است مرا که بود با ذقنش جامه زمزم در نیل