لغت نامه دهخدا
خلل دماغ. [ خ َ ل َ دِ] ( ص مرکب ) زبون و ضعیف و دیوانه. ( ناظم الاطباء ).
خلل دماغ. [ خ َ ل َ دِ] ( ص مرکب ) زبون و ضعیف و دیوانه. ( ناظم الاطباء ).
زبون و ضعیف و دیوانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هین مگردان خو که پیش آید خلل در دماغ و دل بزاید صد علل
💡 ز فکر و ذکر و ریاضت دماغ را خلل است بگیر جام و بمان فکرهای فاسد را
💡 چون دماغ فلک از صیت تو مختل گردد عیسی از مهر نشاید که کند دفع خلل
💡 گفتم به طالعم خللی هست گفت نیست عیب از خیالهای دماغ تباه تست
💡 همه عود در مجمر و گل بجیب دماغ از خلل خالی و دل ز عیب