خط بر رخسار امدن
لغت نامه دهخدا
( خط بر رخسار آمدن••• ) خط بر رخسار آمدن. [ خ َ ب َ رُ م َ دَ ] ( مص مرکب ) موی بر عارض برآمدن. تازه ریش برآوردن. ( مجموعه مترادفات ).
فرهنگ فارسی
( خط بر رخسار آمدن ) موی بر عارض بر آمدن تازه ریش در آوردن.
جمله سازی با خط بر رخسار امدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خط بر آن روی نکو دست تطاول بگشود آه و صد آه که آن آینه را زنگ افتاد
💡 نیست هرکس محرم وضع ادبگاه جمال بر تبسم کرد شوخی خط برون لب نشست
💡 در حلقه نظارگیان با کمال قرب خط بر زمین ز سایه مژگان کشیده اند
💡 شب بچشم عاشق آمد سنبل خط بر رخت زد چنان آهی که ماه از خرمنش برخاست دود
💡 عرضکمال آینه موقوف سادگیست زان جوهرت چه سود که خط بر صفا کشی
💡 خط بر رخ تو نسخهٔ خوبی تمام کرد خالی است بر کنار لبت جای یک نقط
💡 با گذشت سالهای طولانی و تحمل سختیهای فراوان زندگی، خط بر رخسار آمدن او به نشانه تجربه و پختگی در نگاه دیگران جلوه میکرد.
💡 غم و اندوه عمیق که در قلب او جای گرفته بود، به سرعت باعث خط بر رخسار آمدن و تغییر حالت چهره آرام او شد.
💡 خشم ناگهانی و شدت گرفتن احساسات در آن لحظه حساس، باعث شد که خط بر رخسار آمدن و تغییر رنگ پوست او را مشاهده کنیم.