خط بر اب

لغت نامه دهخدا

( خط بر آب ) خط بر آب. [ خ َ ب َ ] ( ص مرکب ) ناپدیدار. تباه. ( از حاشیه دیوان منوچهری چ دبیرسیاقی ):
هست با خط تو خط چینیان چون خط بر آب
هست با شمشیر تو اقلام شیران خرگُواز.منوچهری.

فرهنگ فارسی

( خط بر آب ) ناپایدار تباه

جمله سازی با خط بر اب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 من نشنیدم که خط بر آب نویسند آیت خوبی بر آفتاب نویسند

💡 مشک کله بر آتش و شمشاد خط بر آب آیا به سحر یا به تو کل فکنده ای

💡 دیده تا خط ترا بالای لب باد خط بر آب حیوان می کشد

💡 تلاش برای تغییر دادن قوانین قدیمی بدون داشتن قدرت سیاسی، درست مانند خط بر اب است که هیچ اثری از آن باقی نمی‌ماند.

💡 او تمام برنامه‌های خود را به دلیل عدم همکاری دیگران از دست داد، چرا که تلاش‌هایش چیزی جز خط بر اب نبود.

💡 وعده‌های توخالی سیاستمداران در برابر واقعیت‌های موجود، مانند خط بر اب است که به سرعت از بین می‌رود و هیچ سودی برای مردم ندارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران