خط از خون نوشتن

لغت نامه دهخدا

خط از خون نوشتن. [ خ َ اَ ن ِ وِ ت َ ] ( مص مرکب )کنایه از کمال عجز است. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ).

فرهنگ فارسی

کنایه از کمال عجز است

جمله سازی با خط از خون نوشتن

💡 چه خوش باشد خط از رخسار جانان سر برون آرد از این آتش به جای دود ریحان سر برون آرد

💡 معلم چون به تعلیم خط از دستش قلم گیرد خط او بیند و تعلیم از آن مشگین رقم گیرد

💡 عذر بیداد رخ او را خط از عشاق خواست راه خود را پاک سازد خون چو گردد مشک ناب

💡 سرشته رویش از رحمت، همیدون گنج پر نعمت رخ از نور و خط از ظلمت، لب از مرجان دل از مرمر

💡 بر خلاف کورماروارگان و آمریکاماران که به کوچکی تکامل یافته‌اند، آفریقاماران گونه‌های بزرگ‌تری را تکامل داده‌اند. این نیز گروهی است که در آن زهر در چندین خط از مارها ایجاد شده‌است.