خشکی طبع
مترادفها
تندی مزاج، بدخلقی
متضادها
گرمی طبع، خوشخلقی، نرمخویی
لغت نامه دهخدا
خشکی طبع. [ خ ُ ی ِ طَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) عدم اجابت. یبوست. باز گرفتن طبع. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
عدم اجابت باز گرفتن طبع
جمله سازی با خشکی طبع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خشکی به طبع خلق ز شعر ترم نماند فطرت هنوز از قلمم نال میکشد
💡 موج استغناست خشکی در قناعتگاه فقر بینمی در طبع ما آبیست از جویگهر
💡 خشکی از طبع جهان آلودگی هم محوکرد لاف چشم تر توان زد دامنی گر تر شود
💡 ز خشکی دادهای یارب همیشه طبع من تری چون من گریان مضطر را فراوان نعمت طایی
💡 موج گوهر با همه خشکی نشد محتاج آب طبع استغنا نظر ابرام نتوانستکرد