خشن خو
مترادفها
بدخلق، تندخو، بداخلاق
متضادها
خوشخو، ملایم، مهربان
لغت نامه دهخدا
خشن خو. [ خ َ ش ِ ]( ص مرکب ) بدخو. تندخو. بداخلاق. عصبانی:
از آن در خرقه آدم خشن خویی که در باطن
مرقعدار ابلیسی ملمعپوش شیطانی.خاقانی.
فرهنگ فارسی
بدخو تند خو
جمله سازی با خشن خو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 همان طور كه در كشورهاى استبدادى مردم از ترس مجازات هاى خشن واعمال غير انسانى زمامداران بيشتر دروغ مى گويند، در خانواده هايى كه پدران و مادراندر مجازات كودكان خشونت بيشترى دارند دروغ كودكان نيز زيادتر است.
💡 ((وبايد ناآگاه به قوانين الهى نباشد تا مبادا مردمان را از روى نادانى به گمراهىبكشاند و بايد جفاكار و خشن نباشد كه در نتيجه از مردم قطع رابطه و مراوده نمايد. (وخلاصه، دلسوز و مهربان باشد به طورى كه خود را فداى اسلام و مسلمين كند) )).
💡 سرکشی شد از خشنپوشی یکی صد نفس را از خس و خاشاک، آتش بیش رعنا میشود
💡 از آن در خرقهٔ آدم خشن خویی که در باطن مرقعدار ابلیسی، ملمع دار شیطانی
💡 همه دل گوهر و رخ کرده حلیدار چو تیغ تن خشن پوش چو سوهان به خراسان یابم
💡 د) سطح مقطع براده: با افزایش سطح مقطع براده، نیروی برش زیاد تر شده و حرارت بیشتری در روی لبه برنده ایجاد میگردد. به همین دلیل سرعت برش در خشن کاری کمتر و در پرداخت کاری بیشتر خواهد شد.