لغت نامه دهخدا
خریدو فروخت کردن. [ خ َ دُ ف ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تَسَوﱡق. ( تاج المصادر بیهقی ). خرید و فروش نمودن.
خریدو فروخت کردن. [ خ َ دُ ف ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تَسَوﱡق. ( تاج المصادر بیهقی ). خرید و فروش نمودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این شرکت در سال ۱۹۴۴ شرکت کشتی بخار لامپورت اند هولت لاین را خرید و در سال ۱۹۴۶ کشتیهای دو شرکت مشغول به فعالیت شدند.
💡 ه) قانون دیگری که این بازی دارد امکان خرید و فروش دست است به این صورت که گروهی که تعداد دست کمتری را اعلام کردهاند میتوانند دست بهتر گروه مقابل را با اعلام حداقل دو دست بیشتر (اگر بالای ۱۰ بود یک دست بیشتر) مال خود کنند.
💡 ساموئل فیلیپس ورنر (۱۴ نوامبر ۱۸۷۳–۹ اکتبر ۱۹۴۳) یک مبلغ مذهبی بود که در کنگو به کاوش و خرید و فروش اجناس و حیوانات میپرداخت.
💡 مایکل در سال ۲۰۰۸ این ملک وسیع را به «شرکت خرید و فروش املاک مزرعهٔ سایکامور» فروخت.
💡 سنگ آهن بین تولیدکننده و مشتری خرید و فروش میشود، با وجود این قیمتهای مختلف به مدت سهماهه بین مجتمعهای معدنی بزرگ و مصرفکنندگان عمده تعیین میشود، و این پایهای برای شرکتهای کوچکتر است.
💡 نفس بدان راضی شد. یک هفته در قیام شب و صیام روز به آخر آورد. پس به بازار رفت و رطب خرید و رفته به مسجد تا بخورد. کودکی از بام آوازی داد که: ای پدر!جهودی رطب خریده است و در مسجدی میرود تا بخورد.