لغت نامه دهخدا
خروش زدن. [ خ ُ زَ دَ ] ( مص مرکب ) فریاد زدن. نعره زدن. بانگ زدن.
خروش زدن. [ خ ُ زَ دَ ] ( مص مرکب ) فریاد زدن. نعره زدن. بانگ زدن.
فریاد زدن نعره زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زبر و بم این انجمن آفاق خروش است هر دم زدن اینجا دم تیغ است و فسان بحث
💡 دراز کاری دارم که هر سگی را من بهر خروشی خواهم همی زدن سنگی