لغت نامه دهخدا
خرم پی. [ خ ُرْ رَ پ ِ ] ( اِخ ) نام ایستگاهی است میان زنجان و نیک پی خط قزوین -تبریز در 331هزارگزی تهران. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خرم پی. [ خ ُرْ رَ پ ِ ] ( اِخ ) نام ایستگاهی است میان زنجان و نیک پی خط قزوین -تبریز در 331هزارگزی تهران. ( یادداشت بخط مؤلف ).
نام ایستگاهی است میان زنجان و نیک پی خط قزوین تبریز در ۳۳۱ هزار گزی تهران.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس آن بهتر که ما در وی مقیمیم شبان و روز با هم مست و خرم
💡 در محبت دل زبان را دوست دارد ور نه من نیم ناز از وی به صد جان بلکه کمتر می خرم
💡 تلویزیون اسرائیل نیز در ادعایی گفت که انفجار در پادگان خرمآباد کار کماندوهای نیروی دریایی اسرائیل بود که با هماهنگی موساد انجام شده بود.
💡 ای یاد حضرتت چو قدح مایه نشاط طبع جهان به خرمی دولت تو شاد
💡 آباد و خرم است ز جاه تو ملک و دین زیرا که این و آن را پشت و معین تویی
💡 سفید درخت، روستایی از توابع بخش پاپی شهرستان خرمآباد در استان لرستان ایران است.