خرده گیری کردن

لغت نامه دهخدا

خرده گیری کردن. [ خ ُ دَ / دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خرده گرفتن. اعتراض کردن. نقد کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

خرده گرفتن اعتراض کردن نقد کردن

جمله سازی با خرده گیری کردن

💡 مرغان چو نشاط ما ببینند بر گل نکنند خرده گیری