لغت نامه دهخدا
خرد و خاکشی کردن. [ خ ُ دُ ک ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سخت خرد کردن. ریزه ریزه کردن. سخت بقطعات ریز از هم شکستن.
خرد و خاکشی کردن. [ خ ُ دُ ک ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سخت خرد کردن. ریزه ریزه کردن. سخت بقطعات ریز از هم شکستن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مطالبى كه ساخته اوهام مردم بى خرد و زاييده مغزهاى افراد نادان است، علم نيست، اگرچه بى خردان آن را علم بخوانند. اين قبيل مطاب بى پايه و غيرواقعى، نه تنها مايهرشد عقل نيست، بلكه كودكان و نوجوانان را به راه انحراف و گمراهى سوق مى دهد.
💡 او داراى قلبى ثابت و قوى و اراده محكم و استوار و عزمى راسخ بود و همانند شيرىشجاع كه وقتى نيزه ها در جنگ به هم در مى آميخت آنها را همانند آسيا خرد و نرم و بستانباد آنها را پراكنده مى ساخت.
💡 دولتی کافغان کنند از جور او خرد و بزرگ بر خلایق چون دهد اعلان استقلال را
💡 هرچ از کرم و جود تو گویند توئی آن هرچ از خرد و فضل تو گویند تو آنی
💡 گر قمر و فلک بود ور خرد و ملک بود چونک حجاب دل شود زود قفاش می زنم
💡 ای جوان دولت شهی کز همت و احسان توست نعمت خرد و بزرگ و حشمت پیر و جوان