لغت نامه دهخدا
خرج هست و بود. [ خ َ ج ِ هََ ت ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) موافق و برابر آمدن. ( آنندراج ):
پلاس او بگز کهکشان بپیمودیم
برای خرقه ما خرج هست و بود آمد.مسیح کاشی ( از آنندراج ).
خرج هست و بود. [ خ َ ج ِ هََ ت ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) موافق و برابر آمدن. ( آنندراج ):
پلاس او بگز کهکشان بپیمودیم
برای خرقه ما خرج هست و بود آمد.مسیح کاشی ( از آنندراج ).
موافق و برابر آمدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از جمع و خرج هستی چون حاصلی نداریم اوراق زندگانی بر باد رفته باشد