خر دوانی

لغت نامه دهخدا

خردوانی. [ خ َ دَ ] ( حامص مرکب ) عمل دوانیدن خر. مقابل اسبدوانی. در گذشته در ایران رسم بر این بود که پس از اسب دوانی دور میدان خر میدوانیدند و به این ترتیب مسابقه ای چون اسب دوانی انجام می دادند.

فرهنگ فارسی

عمل دوانیدن خر مقابل عمل دوانیدن اسب

جمله سازی با خر دوانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چنان دود چو دوانی برابر او را که پای بیرون بنهد ز خط مسطر

💡 همچون قلم نگارا چندم به سر دوانی چندم به تیغ هجران از پیش خود برانی

💡 تا کی به گمان در پی مطلوب دوانی در راه طلب پیرو ارباب یقین باش

💡 ای خواجه تا کی از تو بیداد و ظلم بر من تا چندمان دوانی «... » به گرد خرمن

💡 پیکان ز روی ناخن تو چون گذشت او آن دم که می دوانی اندر غبار اسب؟

💡 آقاسید هاشم گفت: بده آقای دوانی بخواند، ببینیم چه می‌گوید.