اهوار

لغت نامه دهخدا

اهوار. [ اَهَْ ] ( ص ) حیران و واله و شیفته. ( برهان ) ( هفت قلزم ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). حیران و شیفته. ( انجمن آرا ). واله و حیران. ( شعوری ):
در راه خدا مگو که رهوار بماند
بگذشت و ازو بس در شهوار بماند
حق جو حق دید خلق حیران ماندند
شط رفت ببحرخویش و اهوار بماند.( از شعوری ).
اهوار. [ اَهَْ ] ( ع اِ ) ج ِ هَور، دریای خرد که بریزش آب بیشه ها و مانندآن فراخ گردد. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

۱. حیران.
۲. واله، شیفته.

جمله سازی با اهوار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دشت را بر یاد ما گلزار کن کوه را از یاد ما اهوار کن

کاپل یعنی چه؟
کاپل یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز