خداویردی خان

لغت نامه دهخدا

خداویردی خان. [ خ ُ وِ ] ( اِخ ) جلایر وی از علمای شهر مشهد بدوره صفویان در زمان شاه عباس اول بود و چون عبدالمؤمن خان اوزبک شهر مشهد را بمحاصره گرفت، شاه عباس اول هم با قشون بکمک محصوران شتافت. ولی بر اثر بیماری درطهران توقف کرد و نتوانست خود را بمشهد برساند. مردم مشهد خداویردی خان را بنزد عبدالمؤمن خان فرستادند و دم از مصالحت زدند. ولی عبدالمؤمن خان تن بمصالحت نداد و خداویردی خان را سیاست نمود و در برابر قلعه مقتول کرد. ( از عالم آرای عباسی چ ایرج افشار ص 412 ).

جمله سازی با خداویردی خان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 میرزا احمد لنکرانی فرزند میرزا خداویردی، در کتاب خود، اخبارنامه، علت مرگ میر حسن خان را مسمومیت با دارو ذکر کرده‌است.

💡 میر حسن خان که از شنیدن این خبر بهت‌زده شده بود، وزیرکل خود، میرزا خداویردی را برای کسب اطلاع دقیق از این مسئله، در واپسین روزهای زمستان به حضور ولیعهد در تبریز فرستاد. در باریابی، عباس میرزا خطاب به میرزا خداویردی گفت:

توبره یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز