لغت نامه دهخدا
خجالت زده کردن.[ خ َ / خ ِ ل َ زَ دَ / دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) شرمسار کردن. خجالت دادن. موجب خجالت کسی را فراهم آوردن.
خجالت زده کردن.[ خ َ / خ ِ ل َ زَ دَ / دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) شرمسار کردن. خجالت دادن. موجب خجالت کسی را فراهم آوردن.
شرمسار کردن خجالت دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ((من خصوصيتى را كه از ايشان در مدت 29سال زندگى ديدم، ملايمت و صبر بود.ايشان به قدرى صبر و ملايمت و متانت به خرجمى داد كه انسان را خجالت زده مى كرد. در سرتاسر زندگى اين مرد مبارز و با تقواحتى يك مورد عصبانيت بى مورد به يادندارم.)) (877)
💡 مردجسور خجالت زده شد. آنگاه امام عليه السلام عبائى كه بر دوش او انداخت و دستور دادهزار درهم به او دادند. پس از اين واقعه آن مرد همواره به امام عليه السلام مى گفت:شهادت مى دهم كه تو از اولاد پيامبران هستى. (78)
💡 اينكه از گرفتارى چاه و به دنبالش بردگى خود نامى به زبان نياورد، ظاهرا از روىجوانمردى بود كه نخواست برادران را خجالت زده كند و آزارهائى را كه از آنها ديده بوداظهار كند و آن خاطرات تلخ را تجديد نمايد.
💡 اين معناى ظاهرى روايت است و مسلما معنايش اين نيست كه افرادچهل سال به بالا بايد عصا به دست بگيرند. از اين روايت، مى توان چنين استفاده كردكه: انسان ها از چهل سالگى به بعد بايد احتياط بيشترى كنند و با عصاى احتياط حركت نمايند، بايد رفتار و كردارشان را بپايند تا روز قيامت سرافكنده و خجالت زده نباشند.
💡 پدر، ما به كمال مطلوب خود رسيده ايم. عزيز مصر نه تنها به ما آذوقه داده كه بهاى پرداختى ما را هم محرمانه، بطوريكه ما خجالت زده نشويم، بما مسترد داشته است، اينهم شاهد ديگرى بر صدق گفتار ما است.