خاک در بودن
متضادها
بیرون بودن
لغت نامه دهخدا
خاک در بودن. [ک ِ دَ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از مقیم شدن در جائی.
فرهنگ فارسی
کنایه از مقیم شدن در جائی
جمله سازی با خاک در بودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دانشکدهٔ آب و خاک در سال ۱۳۸۹ راهاندازی شد. در حال حاضر دارای گروههای مهندسی آب و علوم خاک و همچنین مهندسی مرتع و آبخیزداری می باشد.
💡 روشها و شیوههایی برای افزایش ترسیب کربن خاک در هر دو بخش کشاورزی و جنگلداری وجود دارد.
💡 چشم امید ز خاک در میخانه مپوش که نماید به نظر خاک دری بهتر از این
💡 کلیهٔ عوامل بالا سبب شده است سالانه بهطور متوسط فرسایش خاک در استان حدود ۲۵ تن در هر هکتار باشد.
💡 هر کس که گفت خاک در دوست توتیاست گو این سخن معاینه در چشم ما بگو
💡 زنهار تا گره نشوی بر جبین خاک در فرصتی که عقده گشا می توان شدن
💡 در فرهنگ عرفانی، معنای خاک در بودن به معنای از بین بردن خودبینی و رسیدن به مرحلهای از فروتنی است که انسان خود را از هرگونه تکبر تهی ببیند.
💡 او با وجود تمام ثروت و مقام بزرگی که داشت، همیشه سعی میکرد با رفتار متواضعانه و خاک در بودن، احترام قلبی مردم را نسبت به خود جلب کند.
💡 فلسفه زندگی بسیاری از بزرگان این است که انسان با خاک در بودن و پذیرش نقصهای خود، میتواند به درک عمیقتری از حقیقت هستی و آرامش درونی برسد.