لغت نامه دهخدا
( خانه آبادان ) خانه آبادان. [ ن َ / ن ِ] ( ص مرکب ) مقابل خانه خراب. ( آنندراج ). || کنایه از شخص بی اندیشه در کارها. ( غیاث اللغات ).
( خانه آبادان ) خانه آبادان. [ ن َ / ن ِ] ( ص مرکب ) مقابل خانه خراب. ( آنندراج ). || کنایه از شخص بی اندیشه در کارها. ( غیاث اللغات ).
( خانه آبادان ) مقابل خانه خراب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خانه آبادان سائل، خانه آبادان کند تشنه سیل است، در گاهی که نبود سائلش
💡 عقل هر دم خانه آبادان کند عشق هر دم خانهها ویران کند
💡 ای بسا کس که دینش ویران است ورچه کرده است خانه آبادان
💡 چهرهها خرم نمودی چهره خرمتر تو را خانهها آباد کردی خانه آبادان تو را
💡 خراب کرد بدانگونه عید خانه صوم که جان به تهنیتش گفت خانه آبادان