خانه اباد
مترادفها
متروکه، ویران
متضادها
آباد، مسکونی، پرجمعیت
لغت نامه دهخدا
( خانه آباد ) خانه آباد. [ ن َ/ ن ِ ] ( صوت مرکب ) کلمه ای است برای تحسین. یعنی خداوند خانه شما را آباد گرداند و از آن بهره مند شوید.( ناظم الاطباء ). مقابل کلمه نفرین «خانه خراب » است. || بیت المعمور. ( از مجعولات دساتیر است ).
جمله سازی با خانه اباد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از آخر عمر اگر کسی یاد کند شرمش بادا که خانه آباد کند
💡 غم در دل روشن نزند خیمهٔ اندوه چون بوم که از خانه آباد گریزد
💡 خانه آباد پیش پای سیل افتاده است خاطر معمور جز در خانه ویران مخواه
💡 ویران کنیم خانه آباد که باشم آبادی این خانه ویران و نباشی
💡 هم از فتح دشمن دلش شاد بود هم از دوستیش خانه آباد بود
💡 به نظر گاهی من منظر گوران افراشت خانه آباد که اندک مهتاب