خاص و خرجی
لغت نامه دهخدا
خاص و خرجی. [ خاص ْ ص ُ خ َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) هزینه های مورد احتیاج و هزینه های تفننی. مخارج ضروری و غیر ضروری. مایحتاج و غیر محتاج، رشیدالدین فضل اﷲ گوید: تدارک آن پادشاه اسلام خلد ملکه بر آن وجه فرمود که اهل هر حرفتی را از اوزان هر شهری باهمدیگر ضم کردند و فرمود که به اسم علفه و جامگی هیچ به ایشان ندهند و معین گردانند که از هر سلاحی چندین دست از بابت خاص و خرجی بچه مقدار قیمت برسانند و فرمود که با وجود آنکه ایشان اوزان و اسیران مااند بموجبی که دیگران بمایه خود ساخته در بازار می فروشندایشان بمایه دیوان ساخته حساب کنند و بر سر هر طایفه امینی مستظهر نصب فرمود. ( تاریخ غازانی ص 337 ).
فرهنگ فارسی
هزینه های مورد احتیاج و هزینه های تفننی مخارج ضروری و غیر ضروری.
جمله سازی با خاص و خرجی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مسؤ وليت ديگرى كه مطبوعات مجموعا دارند اين است كه وحدت ملت را حفظ و تحكيم كنيم.ملت عده اى از مردم نيستند بلكه ملت عبارت است از مجموعه اى از مردم كه با يك پيوندرابطه خاص و يك كمربند به هم متصل هستند.
💡 هم خداوندت سرشت و هم ملایک سجده کرد پس تویی معشوق خاص و چرخ سرگردان توست
💡 نه بیم از عسس و نی ز شحنهام خوف است بیار باده و در بزم خاص و عامم ده
💡 برای تأمین آب آشامیدنی ساکنان قلعه و راه ورودی قلعه، راهی خاص و زیر زمینی وجود داشته که بیش از ۲۰۰ متر طول دارد.
💡 هر دو سمت آن تحت زوایای خاص و مطابق با استانداردهای بینالمللی برش داده میشوند.
💡 تا که در ایران ز قانونِ اساسی هست نام تا دهد مشروطه آزادی به خیلِ خاص و عام