لغت نامه دهخدا
ول خرج. [ وِ خ َ ] ( ص مرکب ) آنکه پول خود را بیهوده خرج کند. اسراف کار. مسرف. باددست.
ول خرج. [ وِ خ َ ] ( ص مرکب ) آنکه پول خود را بیهوده خرج کند. اسراف کار. مسرف. باددست.
(وِ. خَ ) [ فا - ع. ] (ص مر. ) (عا. ) آن که پول خود را بیهوده خرج کند، مسرف.
آن که پول خود را بیهوده خرج می کند.
(صفت ) آنکه پول خودرا بیهوده خرج کند اسراف کار مسرف.
(عا.)
آن که پول خود را بیهوده خرج کند، مسرف.
💡 برکلی در سال ۲۰۱۲، چندین میلیون دلار برای بازسازی ورزشگاه فوتبال آمریکاییاش که بر اثر زلزله آسیب دیده بود، قرض گرفت. مقداری از آن پول خرج بازسازی شده و بقیه را نیز خرج ساختن مرکز ورزشی جدید کرد.
💡 همچنین نظام به بازیکنان وعده داده بود «پول خرجشان میکند» و تهدیدشان کرده اگر سرود ملی جمهوری اسلامی را نخوانند یا مچبند مشکی بپوشند، «از تیم کنار گذاشته میشوند».