لغت نامه دهخدا
خلعت خاص. [ خ ِ / خ َ ع َ ت ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خلعت گزیده. خلعتی که جز خلعت مرسوم است و برای بزرگداشت بکسی داده میشود:
شربت خاص خورد و خلعت خاص.نظامی.
خلعت خاص. [ خ ِ / خ َ ع َ ت ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خلعت گزیده. خلعتی که جز خلعت مرسوم است و برای بزرگداشت بکسی داده میشود:
شربت خاص خورد و خلعت خاص.نظامی.
خلعت گزیده خلعتی که جز خلعت مرسوم است و برای بزرگداشت بکسی داده میشود.
💡 آنچ بداد عامه را خلعت خاص نبود آن سور سگان کافران مینخورد غضنفری
💡 در آرزوی خلعت خاص تو آفتاب امیدوار با تن عریان نشسته است
💡 ز توفیق عمل چون خلعت خاص رسد آن را مطرز کن به اخلاص
💡 ای صدرِ روزگار، تو دانی که مدّتیست تا انتظار خلعت خاص تو میکنم
💡 چو پوشید از کرامت خلعت خاص بیامد باز پس با گنج اخلاص
💡 خلعت خاص دادش از تن خویش از یکی مملکت به قیمت بیش