لغت نامه دهخدا
خارج گشتن. [ رِ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) بیرون شدن. بیرون رفتن. مقابل داخل شدن.
خارج گشتن. [ رِ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) بیرون شدن. بیرون رفتن. مقابل داخل شدن.
بیرون شدن بیرون رفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گه گشتن چو مور از خط ناورد نه خارج یا بی او را و نه داخل