لغت نامه دهخدا
خار در جیب افکندن. [ دَ ج َ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ایذاء کردن. ( آنندراج ) ( مجموعه مترادفات ص 53 ):
خار در جیب گلستان فکند گلخن ما
خنده بر نغمه داود زند شیون ما.طالب آملی ( از آنندراج ).رجوع بذیل کلمه خار شود.
خار در جیب افکندن. [ دَ ج َ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ایذاء کردن. ( آنندراج ) ( مجموعه مترادفات ص 53 ):
خار در جیب گلستان فکند گلخن ما
خنده بر نغمه داود زند شیون ما.طالب آملی ( از آنندراج ).رجوع بذیل کلمه خار شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پند ناصح چند ریزد خار در پیراهنم؟ کرد بر من خواب را این مرغ بی هنگام تلخ
💡 می فشاند خار در راه تماشا شرم عشق خار دیوار گلستان گرنباشد گو مباش
💡 رنگ و بو پرده بینایی بلبل شده است ورنه هر خار درین باغ رگ جان گل است
💡 درین دو هفته بود گل به پیش چشمم خار درین دو هفته بود نوش در مذاقم نیش
💡 درگلستانیکه نالد بیدل از شوق رخت آه بلبل خار در چشم بهاران بشکند
💡 خار در پیرهنم جوهر ذاتی می ریخت بس که چون تیغ مرا ذوق ز عریانی بود