لغت نامه دهخدا
( خار در جامه آوی••• ) خار در جامه آویختن. [ دَ م َ / م ِ ت َ ] ( مص مرکب ) چسبیدن خار بجامه. تعلیق خار بلباس. علق. ( تاج المصادر بیهقی ). رجوع به لغت علق شود.
( خار در جامه آوی••• ) خار در جامه آویختن. [ دَ م َ / م ِ ت َ ] ( مص مرکب ) چسبیدن خار بجامه. تعلیق خار بلباس. علق. ( تاج المصادر بیهقی ). رجوع به لغت علق شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون خس و خار درین بحر سبک کن خود را تا ترا موج خطر دامن مادر گردد
💡 هر سر خار درین دشت چراغی گردید پای برجاست همان ظلمت گمراهی ما
💡 انداخت خار در ره و انداز خواندهاند انگیخت گرد فتنه و انگیز گفتهاند
💡 بی بلائی نتوان یافت چنان بالائی گل بی خار در این باغ جهان نتوان چید
💡 ز شوق تیغ تو از گل کنم اگر بستر زبیقراری خون خار در جگر دارم
💡 پرست از گل بی خار دامن هر خار در آن چمن که من از نوبهار نومیدم