حق رای نابرابر

متضادها

حق رای برابر

فرهنگستان زبان و ادب

حق رأی نابرابر
{census suffrage, censitary suffrage} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] عدم برخورداری یکسان رأی دهندگان از حق رأی براساس جایگاه اجتماعی و اقتصادی آنان

جمله سازی با حق رای نابرابر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در سال ۱۹۱۰ بود که حق رای عمومی برای همه انتخابات شهرداری و در سال ۱۹۱۳ برای انتخابات سراسری پذیرفته شد. اولین زنی که در پارلمان نروژ، منصب خود را به دست آورد، آنا روگستاد در سال ۱۹۱۱ است. او در کنار محافظه کاران و چپ‌های میانه‌رو در جناح راست سیاسی حضور داشت. با این حال، زنان در سیاست و در استورتینگ نادر بودند.

💡 در حال حاضر 56 کشور، عضو رسمی این پیمان هستند که از آن میان، ۲۹ کشور (شامل ۱۲ کشور اولیه) در آن حق رای دارند. اعضای مشاور شامل ۷ کشور می‌شود که ادعای مالکیت بر بعضی مناطق جنوبگان را دارند. ۴۶ عضو بدون ادعای مالکیت، ادعاهای مالکیت میان خود و کشورهای غیر عضو را نمی‌پذیرند. 27 کشور اعضا غیر مشورتی می باشند

💡 حقوق سیاسی از عدالت طبیعی در حقوق، مانند حقوق متهم، از جمله حق دادرسی منصفانه، تشریفات لازم، حق فرجام‌خواهی، حقوق مشارکت در جامعه مدنی و سیاست نظیر آزادی انجمن، حق تجمع، حق دادخواست، حق دفاع از خود، و حق رای.

💡 سیستم‌های انتخاباتی که باعث ایجاد حق رای نابرابر میان ساکنان مناطق مختلف می‌شوند، می‌توانند منجر به کاهش اعتماد عمومی به نتایج انتخابات‌های ملی گردند.

💡 مخالفان اصلاحات سیاسی معتقدند که توزیع صندلی‌های پارلمان بر اساس جمعیت، مانع از بروز حق رای نابرابر و تبعیض علیه مناطق پرجمعیت در کشور است.

💡 در بحث‌های حقوق بشر، ایجاد هرگونه حق رای نابرابر بر اساس نژاد یا طبقه اجتماعی، به عنوان یکی از بزرگترین آسیب‌ها به عدالت دموکراتیک شناخته می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران