حسن نجم ابادی
لغت نامه دهخدا
( حسن نجم آبادی ) حسن نجم آبادی. [ ح َ س َ ن ِ ن َ ] ( اِخ ) ابن ابراهیم بن باقر. وی پسر عم شیخ هادی نجم آبادی معروف است و شاگرد شیخ مرتضی انصاری و نامزد مرجعیت پس از وی بود،و اندکی پس از وی در 1284 هَ. ق. درگذشت. او راست:«البیع» و «الخلل ». ( الذریعه ج 3 ص 191 و ج 7 ص 249 ).
جمله سازی با حسن نجم ابادی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من آمادگى انى مهم را ندارم و به آنچه مردم نياز دارند مستحضر نيستم، جناب آقاىشيخ حسن نجم آبادى فقيه زمانه و شايسته تر از من بدين كار است.
💡 آقا حسن نجم آبادى به سخن در آمد و گفت: به خدا سوگند كه پذيرفتن مرجعيت براى منحرام است. مرجعيت محتاج شخصى فقيه و سياستمدار و آشناى به مصالح زمان است و آنشخص شما هستيد. و فراهم كردن فتاوى براى شما كار بسيار كوچكى است.