حزبی وفادار

مترادف‌ها

پیرو وفادار، طرفدار مخلص

متضادها

حزبی بی‌وفا

فرهنگستان زبان و ادب

{good soldier} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] سیاستمداری که مصلحت حزب را بر مصلحت و غرور شخصی ترجیح می دهد

ویکی واژه

سیاستمداری که مصلحت حزب را بر مصلحت و غرور شخصی ترجیح می‌دهد.

جمله سازی با حزبی وفادار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وی در سال ۱۹۲۵ به عنوان گاولایتر فرانکونی منصوب شد که به نوعی پاداش وفاداری او بود.گرچه این سمت در آن زمان تنها یک سمت حزبی و بدون قدرت واقعی بود، اما در سال‌های پایانی جمهوری وایمار که نازی‌ها روزبه‌روز در حال قدرت گرفتن بودند، گاولایترها رهبران منطقه‌ای حزب محسوب می‌شدند.

💡 ایفری تحت سرپرستی هیچ‌یک از بخش های دولتی نیست و به‌هیچ حزبی تعلّق ندارد. این مؤسسه همواره توجّهی خاص به استقلال سیاسی و فکری خود داشته و برآن بوده است که به تکثیر و تعدّد منابع مالی عمومی خود همّت گمارد. با بودجه‌ای بالغ بر ۶٫۵ میلیون یورو که هفتاد درصد آن را بخش خصوصی تأمین می‌کند، توانسته‌است که همچنان علی‌رغم محدودیّت‌های ناشی از بحران اقتصادی جهان به استقلال و مأموریّت اصلی خود وفادار باقی بماند.

💡 در نظام‌های سیاسی استوار، وجود یک حزبی وفادار که اصول و ارزش‌های بنیادین نظام را حفظ کند، برای پایداری و تداوم برنامه‌های توسعه بسیار حیاتی و ضروری است.

💡 رهبران سیاسی همواره به دنبال تشکیل ائتلاف‌هایی هستند که در آن با حضور یک حزبی وفادار، بتوانند در برابر چالش‌های سخت سیاسی با قدرت ایستادگی کنند.

💡 وفاداری اعضای یک گروه به اصول حزبی وفادار می‌تواند باعث شود که در زمان بحران‌ها، سازمان از فروپاشی جلوگیری کرده و انسجام خود را حفظ نماید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران