حرف دخیل
مترادفها
واژه بیگانه، واژه غیرفارسی
متضادها
حرف اصیل
لغت نامه دهخدا
حرف دخیل. [ ح َ ف ِ دَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) یکی از حروف قافیه است. شمس قیس گوید: هرحرف متحرک که میان تأسیس و رَوی افتد آنرا دخیل خوانند، از بهر آنکه بمیان دو حرف لازم درآمده است، و او بجنس خویش لازم نیست و روا باشد که به حرف دیگر متبدل شود. و از شعراء عجم هرکس که الف تأسیس را لازم دارد آنرا حرف حایل خواند از بهر آنکه میان دو حرف لازم حایل است. ( المعجم فی معاییر اشعارالعجم ص 199 ).
فرهنگ فارسی
یکی از حروف قافیه است هر حرف متحرک که میان تاسیس و روی افتد را دخیل خوانند
جمله سازی با حرف دخیل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در نوشتار صدای «I-ı»، ضرورتی در گذاشتن علامت حرف «ایٛ» نیست. واژگان میتوانند بدون آن نوشته شوند، بهطور مثال «آغیز / ağız»، «قاییق/ qayıq». تنها توصیه شده است که در کتب درسی سوادآموزی، بر روی واژگان دخیل، و واژگان خاص فولکلوری علامت حرف «ایٛ» نوشته شود.