لغت نامه دهخدا
حربه بر دوش. [ ح َ ب َ / ب ِ ب َ] ( ص مرکب ) که حربه بر دوش دارد. مسلح:
میباش چو خارحربه بر دوش
تا خرمن گل کشی در آغوش.نظامی.
حربه بر دوش. [ ح َ ب َ / ب ِ ب َ] ( ص مرکب ) که حربه بر دوش دارد. مسلح:
میباش چو خارحربه بر دوش
تا خرمن گل کشی در آغوش.نظامی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خصم را از بردباری کن زبون خویشتن تا توانی جز تغافل حربه بر دشمن مزن
💡 نبايد اجازه داد دشمنان حق، از اين دو حربه بر ضد جريان حق بهره گيرند و با ايجادموانع شناخت جولانگاه باطل را تقويت نمايند.