حرام توشه

لغت نامه دهخدا

حرام توشه. [ ح َ ش َ / ش ِ ] ( ص مرکب ) حرام خوار. نمکحرام. ( غیاث ). || دشنامی است، یعنی کسی که از قوت حرام و غیرمشروع پرورش یافته باشد.

فرهنگ فارسی

حرام خوار نمکحرام

جمله سازی با حرام توشه

💡 خدایگانا خود جز ثنای چون توشهی حرام محض بود نظم گوهر شهوار