حجاب در عرفان
حجاب در عرفان اسلامی به معنای هرگونه مانع یا پردهای است که آشکار شدن خداوند را بر غیر او بازدارد. این اصطلاح، برگرفته از معنای لغوی حجاب به مفهوم «پرده» و «سِتر» است؛ بنابراین هر چیزی که سبب پوشیدگی و پنهانماندنِ شیء از دید شود، حجاب نامیده میشود. در نگاه عرفانی، حجاب تنها یک مفهوم فیزیکی نیست، بلکه به هر عاملی اطلاق میگردد که میان سالک و حقیقتِ حق فاصله ایجاد کند.
در بیان دقیقتر، حجاب به وضعیتی اشاره دارد که صور و تعینات دنیوی و مادی، بر قلب انسان چیره شود و تمام ظرفیت آن را دربرگیرد؛ در چنین حالتی، قلب از دریافت تجلیات حقایق الهی ناتوان میماند. بر این اساس، حتی علوم، معارف، مشاهدات روحانی و حتی وجودِ خودِ سالک نیز میتوانند به مثابه حجاب عمل کنند و مانع از وصال به ذات بینهایت حق تعالی گردند. این مفهوم در نسبت با سه محور اصلی عرفان، یعنی خدا، جهان و انسان، معنا مییابد.
مکاشفه، نقطه مقابل حجاب است و به معنای آگاهی یافتن از آنچه در پسِ پردهی غیب قرار دارد، تعریف میشود. با این حال، مکاشفه نیز توان درک کامل ذات بیتعین و مطلق الهی را ندارد؛ چرا که خداوند به لحاظ حقیقتِ غیبیِ خود، در «حجاب عزت» قرار دارد. به باور عارفانی چون محییالدین ابنعربی، این حجابِ عظمت، در نهایت به حیرانیِ عارف از شناخت کنه ذات منجر میشود و کبریای الهی، همانگونه که در حدیث قدسی آمده، ردای عظمت اوست که همچون پردهای، ذات او را از شناختهشدن در میپوشاند.
***
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] حجاب، اصطلاحی در عرفان اسلامی به معنای آنچه مانع یا واسطه آشکار شدن خدا بر غیر اوست.
حجاب در لغت به معنای سِتر است؛ از این رو، هر چه سبب شود شیئی از شیء دیگر پوشیده و پنهان گردد، حجاب نامیده می شود. همچنین حجاب به معنای مانع و حائل میان بیننده و شیء مرئی است. علاوه بر این، در معنایی عام هرگونه مانعِ میان دو چیز را حجاب نامیده اند.
معنای حجاب در عرفان اسلامی
در عرفان اسلامی، حجاب به معانی متناظر با معنای لغوی آن (سِتر و پرده) به کار رفته است. صورتها و تعینات موجودات یا صورتهایی که خدا به واسطه آن ها بر بنده خود آشکار می شود، حجاب و ستر او هستند. در بیانی فنی تر، حجاب به معنای انطباع صور کَوْنی (مادّی و دنیوی) در قلب است به گونه ای که تمام آن را فرا گیرد و امکان تجلی حقایق در قلب وجود نداشته باشد و در حقیقت هر آنچه سالک را از حق باز دارد، حجاب است. بر این پایه، علوم و معارف یا کشف و شهود سالک و نیز هستی او همه حجاب اند. معنای اصطلاح حجاب و مرادفهای آن، در نسبت با سه رکن اساسی آموزه های عرفانی (یعنی ذات حق، عالَم و انسان)، روشن می شود. اگرچه خدا بالنسبه به خویش از هرگونه حجابی مبراست، در نسبت انسان با خدا مراتب متعددی از حجاب و پوشیدگی وجود دارد که با مراتب سلوکی ارتباط وثیقی دارند. از سوی دیگر، معنای عالم نیز پیوند نزدیکی با معنای حجاب دارد.
تعریف مکاشفه
مکاشفه آگاهی به غیب و ماورای حجاب است، اما این بدان معنا نیست که هر چیزی به مدد مکاشفه قابل درک و شناخت است، زیرا حق تعالی از حیث حقیقت و هویت غیبیِ اطلاقی و بدون تعین خویش در حجاب عزت خود است. به گفته ابن عربی، حجاب عزت همان حیرتی است که مانع از شناخت حقیقت ذات حق است. به گفته شعرانی، مراد ابن عربی از حجاب عزت یا حجاب عظمت، احاطه نداشتن بر حق تعالی است. کبریا (عظمت) نیز در حدیث قدسیِ «کبریا ردای من است»، حجابی است که مانع از شناخت ذات خداست.
تجلی خداوند بر موجودات
...
جمله سازی با حجاب در عرفان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خوش آن نگار که چون کار و بار حسن آراست حجاب در نظرش دم ز پرده داری زد
💡 سلوک راه خدا با تو میتوان کردن اگرچه جملة عالم حجاب در پیش است