فرهنگ معین
(کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. )انکار کردن.
(کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. )انکار کردن.
( مصدر ) انکار کردن منکر شدن کاری را
انکار کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن که از دندان ترا بخشید چندین آسیا بی دهن وا کردنی حاشا که نان دارد دریغ
💡 خون دل ما خوردی از لعل لبت پیداست حاشا نتوان کردن انکار چرا داری