حاج خراب

لغت نامه دهخدا

حاج خراب. [ ] ( اِخ ) ( امیر... ). از امراء دوران آل مظفر است «و چون امیر شیخ را در منزلی که جهة شوکت و استکبار ساخته بود در غایت تزلزل و انکسار دید روی بدو آورده پرسید که امیرحاج خراب را تو کشته ای جواب داد که بلی بموجب فرموده ما او را بقتل آوردند و جناب مبارزی حکم قصاص کرده آن پادشاه عالیجاه را به اولاد امیرحاج خراب سپردند و پسر امیرحاج خود در همان ساعت نایره زندگانی او را بضرب شمشیر آبدار منطفی گردانید...». رجوع به حبط ج 2 ص 93 شود.

فرهنگ فارسی

از امرائ دوران آل مظفر است

جمله سازی با حاج خراب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حاج على كنى با نقل اين سوره به شاه فهماند كه مسجد خانه خداست و كسانى كهبخواهند خانه خدا را خراب كنند، تباه مى شوند. شاه از خراب كردن مسجد صرفنظر كردو دستور داد از محل موقوفات آن را ترميم كردند (105).

💡 دیشب به هوای استیفای بزم خدام خداوندی خاطر از خطره و خیالی باز پرداخته، بر این آستان که خرابات و مناجات را در قضای حاجات محراب آسمان است تا دو ساعت از شام گذشته مقامت جستم واقامت کردم، دولت دیدار میسر نشد، همانا مقدر نبود، فرد:

سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز