کلمهی «جوش آمدن» در فارسی به معنای به نقطهای رسیدن یک مایع یا ماده است که شروع به فوران، قلقل یا حرکت شدید کند. این واژه معمولاً در زمینههای فیزیکی و شیمیایی به کار میرود، مانند جوش آمدن آب روی حرارت، یا جوش آمدن مس یا سایر فلزات در عملیات ذوب و ریختهگری. وقتی یک مایع جوش میآید، دمای آن به نقطهای میرسد که فشار بخارش برابر فشار محیط شود و حبابهای بخار در سراسر مایع شکل بگیرد. این فرایند معمولاً با صدا، حرکت شدید و گاهی فوران همراه است و نشانه انتقال انرژی به ماده است. در صنایع و آزمایشگاهها، کنترل آن برای جلوگیری از سرریز شدن یا سوختن ماده اهمیت دارد. این واژه همچنین در زبان روزمره برای توصیف مایعات در حال جوش استفاده میشود، مانند آب، شیره، روغن یا حتی مواد معدنی مذاب. جوش آمدن معمولاً بار معنایی خنثی دارد و تنها یک فرآیند فیزیکی را نشان میدهد. هممعنیهای آن شامل قلقل کردن، غل زدن، فوران کردن و جوشیدن است.
جوش امدن
لغت نامه دهخدا
( جوش آمدن ) جوش آمدن. [ م َ دَ ]( مص مرکب ) گرم شدن. بجوشیدن آغاز کردن. بغلیان آمدن. غلیان کردن مایع از حرارت، چنانکه آب بر سر آتش.
- خون به جوش آمدن؛ کنایه از سخت خشمناک شدن. بهیجان آمدن. بخشم آمدن.
|| طغیان کردن دریا. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
- بجوش درآمدن؛ جوش آمدن.
- || طغیان کردن:
به یک بار از آنها برآمد خروش
تو گفتی که دریا درآمد به جوش.سعدی.
فرهنگ فارسی
( جوش آمدن ) ( مصدر ) گرم شدن و غلیان یافتن مایعی.
گرم شدن بجوشیدن آغاز کردن
جمله سازی با جوش امدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بعد از نیم ساعت از جوش آمدن غذا، نخودلپه را اضافه میکنیم. شعله را کم کرده تا پخته شود و زعفران را در آخر پخت به غذا اضافه میکنیم.
💡 مساءله 11 - خوردن كشمش و خرمائى كه در روغن جوش آمده و پخته شده و يا لاىپلو و ساير غذاها و يا در آبگوشت و آش ريخته شدهاشكال ندارد مخصوصا در مورديكه مكلف شك دارد در جوش آمدن جوف آنها كه غالبا هم اينشك را دارند.