جور و واجور

لغت نامه دهخدا

جور و واجور. [ رُ ] ( ص مرکب ) جوراجور. بانواع. گوناگون. رجوع به جورواجور و جوراجور شود.

فرهنگ فارسی

جوراجور بانواع گوناگون

جمله سازی با جور و واجور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این بدرفتاری‌ها و جور و آزارها اعتراضاتی در بین افکار عمومی اروپائیان برمی‌انگیخت، ولی همان گونه که نانسن متذکر شده است:

💡 مائیم و عشق و مهر و وفا هر کجا که هست معشوق و ناز و جور و جفا هرکجا که هست

💡 ز صبر حاصلم این شد که بردباری من ترا به جور و جفا پایدار کرد و جری

💡 ای بت نازنین من با من خسته دل اگر جور و جفا کنی مکن ترک وفا جکی جکی

💡 همگی عین صوابست خطای معشوق میشمارند وفا گرچه همه جور و جفاست

💡 بر من بیدل اگر جور و ستم فرمودی لطف بسیار نمودی و کرم فرمودی

گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز